خرید بک لینک

بی تو میرفتم،

می رفتم،

تنها،

تنها...

و صبوری مرا

کوه تحسین میکرد

حمید مصدق

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 17:31

آدم های اینجا

هیچکدام شبیه تو نیستند

دلتنگت که میشوم

چشم هایم را میبندم

باران را تجسّم میکنم

تو زلال مهربانی

مهربان زلالی

دنیا غلامی

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 17:31

قریب به یکسال پیش...رضوان در آغوشم کشیدو اشکهایم را پوشاندو درگوشم زمزمه هایی کرد...دیروز هم آیه بودکه آغوشش را پناهم کرد...رفیق هایم دردشان با من یکیست...هر سه تایمان داغ نا حق بودن ها و حق های به تا

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 17:31

تکه پازلگمشده اتون پیدا بشه:)تقدیم به آن عزیزترین ، حجتهایش بر زمین ، #نیلوفر_شادمهری،امبروژای عزیزم، آقای ریاض ، و ملیکا و استاد هرده و پنج تایدوستداشتنی خودم(رضوان ، آیه ، آسا ، آوا ، کیانا)به امید

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 17:31

هر طرف رو کن و تردید نکن سوی منیباز در چشم رس و دیده ی پر سوی منیتا ابد گر چه عزیزی ولی از یاد نبرچشم من باشی ، در سایه ی ابروی منیدر غمم رفته ای و با خوشی ام آمده ایچه کنم خوی تو این است پرستوی

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 17:31

زیباست و لبتون و به خنده وامیکنه :) به این غریبه بیا قدری آشنایی کنبه من بگو چه کنم بیش تر خدایی کنبه من بگو غزلی باشم و تو شاعر باشمرا سپید کن و آشنا زدایی کنبه من که شاه قدر قدرتی تهی مغزمطپانچه ای

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 17:31

استرسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

16 بهمن روز بیشعوری ب نظرمیاد

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: چهارشنبه 23 بهمن 1398 ساعت: 17:31

از همان روزی که دست حضرت قابیلگشت آلوده به خون حضرت هابیلاز همان روزی که فرزندان آدمزهر تلخ دشمنی در خون شان جوشیدآدمیت مُرد !گرچه آدم زنده بوداز همان روزی که یوسف را برادرها به چاه انداختنداز همان رو

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

فکر کنم دو هفته ی پیش بود که من ن درس خوانده بودم...ن تقلب نوشته بودم(دبیرمون گفت مجازین یاداشت کوچولو مثل تقلب بنویسین)و او...این مهربان کوچک من شیمی نصفه نیمه خوانده اش را ول کرد و بیخیالی خرج امتحا

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

به نام بخشنده ترینم... لبخند مهمان لبانم کردم و چه خوب که او نیامد و ندید...که اگر میامد شاید فیوز میپراند و امپر میسوزاند ...و جدای از اینها... دلم گرفت که تو بینا ترینی و بیشتر از من میبینی...شنوا ت

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

و هنوز گیجم...و علایم حیاتی ام هن در حد صفر!و این یعنی چه....نمیدانم...نکند....خدانکند...و زبانم را گاز میگیرم و بغضم را قورت میدهم و...نکند من کم گذاشته باشم؟...و او...انقدر ها هم بد نیست...میدانم...

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

و امروز...روز اوست...و او نیست...روز اویی است که مردانگی را به معنای تمام به جا اورده و کاش خدا کنکش کند که از این پس هم به جا بیاورد...مانند تمام این سال ها...در دل تمام این لجنزار های به راه افتاده

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

عیدتون پیشا پیش مبارک

اخرین روز نود و هفتتون عطر امام زمان و خدا داشته باشه

التماس دعا...

و با امید عاقبت به خیری و سلامتی و شادی و همه ی چیزای خوب برای همه ادما...

#امسال_بهتر_باشیم

#نودوهشت

#اللهم_احعل_عواقب_امورنا_خیرا

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

هرکس رابطه اش را با خدا اصلاح کند خدا رابطه اش را با مردم اصلاح میکند

امام علی ع

#رابطمون_باخدارو_اصلاح_کنیم

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

به نام خدا که رحمتش بیاندازه و مهربانی اش همیشگی است امروز اولین روزه...و من خیلی خوشحالم که اینطوری شروع شدهو خدارا شاکر....و کاش ارامشش ابدی باشد...^_^و امروز قدر سه ایه با او اشنا شدم....و او...همی

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

به نام خدایی که رحمتش همیشگی و مهربانی اش بی پایان است و این زن ها مگر زن نیستند؟و مگر دل ندارند؟زن ها را باید مراقب بودو دل به دلشان داد.بایدنازشان راکشید.حس امنیتداد وباید باورشان را بدست آوردزن ها

برچسب: نویسنده: یوسف طباطبایی تاريخ: شنبه 17 فروردين 1398 ساعت: 21:12

صفحه بندی